نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
خاكسترهاي ققنوس
خاكسترهاي ققنوس

امروز كه داشتم يكي از آخرين خاطرات سال 84 رو مي نوشتم ، به صفحه اول تقويم 84 بر خوردم

محمود بود عاقبت كار در اين راه           گر سر برود در سر سوداي ايازم

الان كه به آخر سال رسيدم هنوز هم نفهميدم اين محمود عاقبت كار كجا بود كه من متوجه نشدم ، نمي تونم بگم سال خوبي بود يا بد ، فقط اينو مطمئنم كه خيلي اتفاقها افتاد

  • كاري كه خيلي دوستش داشتم و با چنگ و دندون براش جنگيده بودم اوائل سال 84 آخرين قطرات خونم رو گرفت و عطايش رو به لقايش بخشيدم
  • ديگه هيچ آرزوئي تو دنيا ندارم ، چون ديگه هيچي برام مهم نيست
  • بالاخره طلسم رفيق بازي هام شكسته شد و تونستم تمام دوستهام رو به آخر تاريخ مصرف برسونم . الان خيالم راحته كه آشناهاي زيادي دارم ولي ديگه كسي جزء دوستان من قرار نداره (‌دوستي مقام والائي داره كه هر كسي توان نشستن بر روي تخت دوستي رو نداره مثل خود من)
  • معني عشق و دوست داشتن رو تجربه كردم خيلي خوبه آدم بفهمه مي تونه دوست داشته باشه ، عاشق بشه و بعد فراموش كنه
  • خيلي از كوهها و دشتها رو گشتم خيلي چيزهاي جديد ياد گرفتم.
  • يادم رفت بگم : يكي از آرزوهاي قشنگي بچه گيم جامعه عمل پوشيد

با همه اين تفاصيل سال خوبي بود؟!! بد بود؟!! هرچند ديگه مهم نيست . سال 84 رو با اين عهد شروع كرده بودم كه ديگه هيچ تصميمي نگيرم و فقط قدم در راهي بزارم كه برام مشخص شده . و سال 84 رو با اين اعتقاد به پايان ميرسونم كه زندگي همش جبره . مهم نيست كه آرزوهات چي باشن ، اهدافت چقدر خوب و انساني باشن يا نباشن و ...

فقط و فقط مهم اينه كه وقتي بدنيا اومدي از همون اول اوني كه اون بالاست برات چي مقدر كرده همين و بس.

حافظ غم دل با كه بگويم كه درين دور

جز جام نشايد كه بود محرم رازم

اين آخرين يادداشت من تو اين وبلاگه ، بقول دوست خوبم مهرناز بهتره كه انسان تو دنياي واقعي زندگي كنه و خودش رو تو دنياي مجازي گم نكنه روز اولي كه اين وبلاگ متولد شد تصميم داشتم از تمام واقعيتهاي زندگي بنويسم ولي نشد و نميشه .

هميشه سعي كردم كه صادق باشم ولي وبلاگ نويسي اين رو بهم ياد داد كه صداقت، گفتن همه حقيقت نيست گاهي وقتها صداقت مي تونه سكوت باشه . گاهي فرياد

گر بود عمر بميخانه رسم بار دگر

بجز از خدمت رندان نكنم كار دگر

خرم آن روز كه باديده گريان بروم

تا زنم آب در ميكده يكبار دگر

معرفت نيست درين قوم خدايا سببي

تا برم گوهر خود را بخريدار دگر

 

لینک نوشته

مراسم كوزه شكني

 

زردي من از تو ، سرخي تو از من 
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 


در مراسم كوزه شكنی مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   

 

 

لینک نوشته

همه آدمها خوبن

من می گم :‌

انسانها مجموعه ای از خوبيها و بديها هستند

مهم اينه كه تو كدوم قسمت از وجودشون رو فعال می كنی

 

پس نگو :‌

ديگران آدمهای بدی هستن

بگو:

من بد برخورد كردم

لینک نوشته

سالروز درگذشت غلامحسين بنان

غلامحسين بنان از استادان مسلّم و تواناي آواز ايران بعد از يك دوره بيماري طولاني در ۸ اسفند ماه ۱۳۶۴ روي در نقاب خاك كشيد و او را در امامزاده طاهر كرج به خاك سپردند. استعداد بنان در هنر موسيقي از اويل جواني آشكار شد و او تحت تعليم پدر قرار گرفت. بنان از 13 سالگي در كنار تحصيلات متداول؛ موسيقي را نزد بزرگان اين هنر آموخت و پس از چند سال خود استادي برجسته شد. استاد بنان از سال 1320 شمسي همكاري خود را با راديو آغاز كرد و بعد از تأسيس انجمن موسيقي ملي در سال 1323 در اين مركز به تعليم هنرجويان پرداخت. حاصل همكاري استاد بنان با راديو بيش از 375 برنامه بود كه در عرصه موسيقي ملي ايران جاويد و به يادگار خواهد ماند.

از بهترين آهنگهای که اجرا نموده - الهه ناز - بوده که من واقعاْ می پرستم

لینک نوشته

نه خيالتون راحت

نه ديونه شدم ، نه قاط زدم

فقط و فقط ديگه با خدا هم كاری ندارم

ديگه نمی خوام زندگی كنم

ديگه نمی خوام نفس بكشم

ديگه نمی خوام كه چيزی رو بخوام يا نخوام

من هيچم

من  چه كلمه مسخره ای

لینک نوشته

رتبه گوگل من
وبلاگ من
:بازديد
من :‌ققنوس لانه ام بر سر كوه، دلم پر از عشق و نور

  RSS 2.0